بازدید امروز : 2
بازدید دیروز : 12
کل بازدید : 36695
کل یادداشتها ها : 11
قلبی شکست و دور و برش را خدا گرفت
نقاره می زنند مریضی شفا گرفت
دیدی که سنگ در دل آئینه آب شد
دیدی که آب حاجت آئینه را گرفت
خورشیدی آمد و به ضریح تو سجده کرد
اینجا برای صبح خودش روشنا گرفت
پیغمبری رسید در این صحن پر ز نور
در هر رواق خلوت غار حرا گرفت
از آن طرف فرشته ای از آسمان رسید
پـروانه وار گشت و سلام مرا گرفت
زیر پرش نهاد و به سمت خدا پرید
تقدیم حق نمود و سپس ارتقا گرفت
چشمی کنار این همه باور نشست و بعـد
عکسی به یادگار از این صحنه ها گرفت
دارم قدم قدم به تو نزدیک می شوم
شعرم تمام فاصله ها را فرا گرفت
دارم به سمت پنجره فولاد می روم
جایی که دل شکست و مریضی شفا گرفت
دنیا به کام تلخ من امشب عسل شده است
شیرین شده است و ماحصلش این غزل شده است
تاثیر مهر مادریت بوده بر زبان
این واژه ها اگر به تغزل بدل شده است
مادر! حضور نام تو در شعر های من
لطف خداست شامل حال غزل شده است
غیر از تو جای هیچ کسی نیست در دلم
این مسأله میان من و عشق حل شده است
سیاره ای که زهره نشد آه می کشد
آه است و آه آنچه نصیب زحل شده است
زهرایی و تلألو نور محبتت
در سینه ام ز روز ازل لم یزل شده است
با نام تو هوای غزل معنوی شده است
بی اختیار وارد این مثنوی شده است
هرگز نبوده غیر تو مضمون بهتری
تنها تویی که بر سر ذوقم می آوری
نامت مرا مسافر لاهوت کرده است
لاهوت را شکوه تو مبهوت کرده است
از عرش آمدی و زمین آبرو گرفت
باید برای بردن نامت وضو گرفت
نور قریش! تا که تویی صاحب دلم
غرق خداست شعب ابی طالب دلم
عمرت نفس نفس همه تلمیح زندگی است
حرفت چراغ راه و مفاتیح زندگی است
از این شکوه، ساده نباید عبور کرد
باید مدام زندگیت را مرور کرد
چون زندگیت ساده تر از مختصر شده است
پیش تجملات، جهازت سپر شده است
آیینه ای و سنگ صبور پیمبری
در هر نفس برای پدر مثل مادری
اشک شما عذاب بهشت است، خنده کن
لبخندت آفتاب بهشت است، خنده کن
دنیای ما نبوده برازنده ی شما
هجده نفس زمین شده شرمنده ی شما
آیینه ای نهاده خدا بین سینه ام
حس می کنم مزار تو را بین سینه ام
مانند آن خسی که به میقات پر کشید
قلبم به سوی مادر سادات پر کشید
فاطمیون فاطمه اینگونه بود
رهبر خودرا حمایت می نمود
فاطمیون فاطمه خوئی نکوست
فاطمه خو بهر زهرا آبروست
پیرو زهرا که زهرا باور است
مثل زهرا تحت امر رهبر است
هست زهرا یاور ویار علی
در همه حالات غمخوار علی
هرکه زهرا وار و زهرا گونه زیست
می توان گفتن که او یار علی است
با علی بودن ملاک حق بود
بی علی هر کس بود ناحق بود
حرف حق را از علی باید شنید
جام می از دست او باید چشید
در عمل باید علی را یار بود
ریسمان از بازوی حیدر گشود
فاطمیون مرتضی را یاورند
مثل زهرا با علی همسنگرند
چون علی با حق بود حق با علی است
نورحق از روی زهرا منجلی است
ای نخست همیشگی یکتا
آفتاب قدیمی ی دنیا
سیب سرخ بهشت پیغمبر
یک سبد یاس بر جمال شما
ابتدایت همیشه نا معلوم
انتهای تو نیز نا پیدا
راستی گر نباشی ای بانو
چه غریب است حرفهای خدا
خانه ات پایتخت این عالم
حجت من حدیث سبز کسا
فاطمه ای فرشته خیرات
بر تو و خاندان تو صلوات
چشمهایت ستاره می بارد
مثل خورشید روشنی دارند
نور ماه و ستاره و خورشید
چقدر پیش چشم تو تارند
جلوه کردی و از مکان خودت
آمدی وفرشته ها دارند ...
از بلندا ی عرش تا مکه
سر راه تو یاس می کارند
آمدی و تمام هر چه که هست
به مقام تو سجده می آرند
فاطمه ای فرشته خیرات
بر تو و خاندان تو صلوات
ای خداوندی تجسم ما
کعبه بی نشان مردم ما
صبح روز نخست ریخته اند
جای انگور سیب در خم ما
سوره ی مکی رسول خدا
نذر چشمانتان تبسم ما
بامتان پشت بام جبرا ئیل
خانه ات آسمان هفتم ما
گردش مهربان این دستاس
آرد داری برای گندم ما
فاطمه ای فرشته خیرات
بر توو خاندان تو صلوات
تو فرادا تو فرد تو تو حید
تو مساوی سیزده خورشید
تو همان سیب روشنی که از ل
از درخت خدا پیمبر چید
تو رسولی ولی به طرز دگر
مرتضایی ولی به شکل جدید
معجر روشن تو هجده سال
به خودش رنگ آفتاب ندید
شب ندارد مدینه ام با تو
السلام علیک یا خورشید
فاطمه ای فرشته خیرات
بر توو خاندان تو صلوات
سر تو روی بالش پر بود
جلوه ات جلوه ای معطر بود
نان تو از بهشت می آمد
آب نوشیدنیت کوثر بود
مثل یک گنبد طلایی شهر
پشت بامت پر از کبوتر بود
آمدی و ملائک بالا
عرض تبریکشان به حیدر بود
روز میلاد تو برای رسول
به خداوند "روز مادر "بود
فاطمه ای فرشته خیرات
بر تو و خاندا ن تو صلوات
ای خدای جمالی ی دنیا
جلوه بی مثالی ی دنیا
نام تو بی وضو نمی آید
بر زبان اهالی دنیا
ای پری ای فرشته بالا
تو کجا و حوالی دنیا
تو کنار خدای خویش، خوشی
کوری جای خالی دنیا
ما همیشه پی جواب توایم
ای غروب سئوالی دنیا
فاطمه ای فرشته برکات
بر تو و خاندان تو صلوات
بی تو این سفره ها کریم نداشت
بی تو این بادها نسیم نداشت
تو اگر جلوه ای نمی کردی
طور موسای ما کلیم نداشت
با وجود وجود تو دیگر
حضرت آمنه یتیم نداشت
بی تو ذکر رئوف " بسم اله "
داشت رخمن ولی رحیم نداشت
حرمت قبله هم ترک می خورد
خانه ی تو اگر حریم نداشت
فاطمه ای فرشته خیرات
بر تو و خاندان تو صلوات
آینه صفحه کتاب تو
آسمان شیشه گلاب تو بود
اولین عکس در حجاب خدا
دور تا دور عرش قاب تو بود
صبح ها، ظهرها نگاه علی
چشم به راه آفتاب تو بود
روزها نیمه ی جنوب زمین
سنگ زیرین آسیاب تو بود
چادر خاکی زمین خورده
مرتضی هم ابوتراب تو بود
فاطمه ای فرشته خیرات
بر تو و خاندان تو صلوات
شاعر( علی اکبر لطیفیان)
السلام علیکِ یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها
چرا باید هر ساله اقامه عزا نمود و سوگواری کرد و به گفته مقام معظم رهبری و مراجع ، فاطمیه را عاشورایی برگزار نمود ؟ راز این همه اهتمام چیست ؟ پاسخ این پرسش را باید در دو نکته جستجو کرد.(پیشنهاد می کنیم با توجه به ضرورت بحث این یک صفحه مقاله را با ما دنبال نمائید.)
1 . اختلاف دختر پیامبر با خلیفه وقت ؛ آغازین نقطه نزاع و اساس اختلافات دیگر بود .
2 . به واقع زنده نگه داشتن این ایام ، زنده نگه داشتن خشم معصومانه فاطمه زهرا بر هیأت حاکمه وقت است و نشانه بطلان و فقدان مشروعیت آن .
این نکته توضیحی بیشتر می طلبد .
پیامبر اکرم در واپسین روز های عمر خود امت را برای روز های سخت آماده کرد و به آنان هشدار داد که پس از ایشان روز های پر فتنه در پیش است و از سوی دیگر برای هدایت آنان معیار معرفی نمود بر حسب معیار، روز های سخت فتنه و اختلاف ، فاطمه بود ، که حضرت در موردش فرمودند :
فاطمه بَضعَه منی فَمَن اَغضَبَها اَغضَبَنی(صحیح بخاری ، حدیث ش 3437)
فاطمه پاره تن من است هر کس او را به خشم آورد ، مرا به خشم آورده است .
و به گفته علامه امینی در روایت فوق العاده و حیرت انگیز دیگر فرمودند :
ان الله یَغضِبُ لِغَضَبِک و یَرضی لِرِضاک (المستدرک علی الصحیحین ، حاکم نیشابوری ، حدیث ش 4713)
خداوند به خشم تو ، خشمناک می شود و به خشنودی تو خشنود می گردد .
پس این پیامبر رحمت و حریص به هدایت امت ، آنان را در روزهای تاریک امتحان و اختلاف و فتنه ، بدون معیار رها نساخت و محک راه صحیح از درست را خشم و خشنودی معصومانه فاطمه زهرا بیان کرد .
ناگفته پیداست این بانو با خلیفه وقت در دو موضوع درگیری و نزاع داشتند .
1 . غصب خلافت آن گونه که خانه اش محل تحصن سیاسی مخالفین شد .
2 . فدک (ملک موهبتی پیامبر به ایشان) که از سوی حکومت وقت مصادره گشت .
بنابراین اصل غضب فاطمه بر حاکم وقت ، مقبول شیعه و سنی است و البته برخی از دانشمندان عامه می گویند این خشم ، موقت بوده چرا که ابوبکر و عمر از ایشان حلالیت طلبیدند و بضعه الرسول از آنان راضی شد و با خشنودی از آن دو دار فانی را وداع کرد اما صحیح بخاری (معتبرترین کتاب حدیث سنیان) می گوید :
فَوَجَدَت فاطمه علی ابی بکر فی دلک ، فَهَجَرَته فَلَم تُکَلِّمه حتی تُوُفِّیَت (حدیث بخاری ، حدیث ش 3913)
( در ماجرای اختلاف مالی و مواجهه با عکس العمل نا عادلانه خلیفه) فاطمه بر ابوبکر خشمگین شد ، پس با او قطع رابطه کرد و دیگر سخن نگفت تا از دنیا رفت .
و حتی به سفارش حضرت فاطمه (س) ، امیرالمومنین (ع) خلیفه را برای دفن و نماز خواندن بر بدن ایشان خبر نکرد و خود شبانه و مخفیانه بدن پاک همسرش را دفن نمود و بر آن نماز خواند .
اقامه عزا در ایام فاطمیه و بر افراشتن برچم عزا به واقع زنده نگه داشتن خشم فاطمه زهرا (س) بر ابوبکر (که خشمی معصومانه و امضا شده ی رسول خدا بود) و حفظ سند حقانیت شیعه و گم نشدن آن معیار معرفی شده ی رسول اکرم در هیاهوی اختلاف و چند دستگی هاست .
امید است ما نیز بزرگداشت این ایام حزن انگیز سهیم باشیم و در نشر فرهنگ اهل بیت علیهم السلام با برهان های واضح و مبرهن شیعه و سنی کوشا باشیم .
ما تا ظهور ایستاده ایم
اللهم عجل لولیک الفرج
ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس
خاموش کن صدارا، نقاره می زند طوس
آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان
جانی دوباره بردار با ما بیا به پابوس
آنجا که خادمینش از روی زائرینش
گرد سفر بگیرند با بال ناز طاووس
خورشید آسمان ها در پیش گنبد او
رنگی ندارد آری چیزی شبیه فانوس
رویای ناتمامم ساعات در حرم بود
باقی عمر اما افسوس بود و کابوس
وقتی رسیدی آنجا در آن حریم زیبا
زانو بزن به پای بیدار خفته در طوس...
(حسن نایب زاده)